پزشك را در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، قرار داد، ولي اين امر كاملاً حدسي است‌. يكي يا هر دوشان‌ ممكن است پيش از نيمه‌ٴ سده‌ٴ دوازدهم‌، يا در سده‌ٴ سيزدهم‌، برآمده باشند. از سوي ديگر، افكار و اعمال پزشكي آنان به‌طور كلي بيش از هر عصري‌، از نوع چيني است‌. مي‌توان مطمئن بود تعداد زيادي از پزشكان چيني‌، كه پيش يا پس از آنان آمده‌اند، افكار مشابهي را بيان كرده‌اند.
هم‌چنين فكر مي‌كنم كه از دو مورخ ديگر، ولو به اختصار، بايد سخن بگويم‌.
آمبرواز خنياگر گزارش منظومه‌ٴ جنگ صليبي سوم را به زبان آنگلونورماني نوشت‌. وي از پيرامونيان ريچارد شيردل و خود شاهد آن جنگ بود. تا ديرزماني‌، تاريخ آمبرواز را فقط از طريق‌ يك ترجمه‌ٴ لاتيني مي‌شناختند كه معاصر جوان‌تر وي ريچارد رئيس صومعه‌ٴ تثليث مقدس در لندن فراهم كرده بود.
هنگامي كه آمبرواز تاريخ ريچارد شيردل را مي‌سرود، شاعر ديگري نطفه‌ٴ قديمي‌ترين حماسه‌ٴ راجپوتانا را پديد مي‌آورد. او چاندرا بردائي بود كه كارهاي حماسي معروف‌ترين قهرمانان هند شمالي‌، يعني پريتيراج آخرين فرمانرواي هندي دهلي‌، را به زبان قديم هندو مي‌سرود. چشمپوشي از چاندرا بسيار خطرناك بود، و من خوش‌حالم كه اين نقص را در اين پيوست جبران‌ مي‌كنم‌. مسلماً اين تاريخ منظوم تنها يكي از اسناد تاريخي انگشت‌شمار هند در قرون وسطا نيست‌، بلكه مقدمه‌ٴ پيدايش زبان ادبي تازه‌اي است و نخستين سند از زبان‌هاي محلي شمال هند است‌.

ابراهيم بن اسحاق ناربُني‌1

تلمودي اهل لانگدوك‌، كه احتمالاً در حدود 1110، در مونپليه زاده شد، در 1178 ـ 1179، در ناربن درگذشت‌. وي قاضي‌القضات جامعه‌ٴ يهودي و رئيس مدرسه‌ٴ عالي يهوديان ناربن بود. اين‌ مدرسه قديمي‌ترين و بزرگ‌ترين مدرسه‌ٴ يهودي مغرب زمين به‌شمار مي‌رفت‌. مهم‌ترين‌ شاگردش ابراهيم داود پوسكيري (رَبَد سوم‌) بود كه داماد وي شد.
ابراهيم تفسيرهايي بر تلمود نوشت كه مورد استفاده‌ٴ بسياري از رابيان بزرگ قرار گرفت ــ از قببيل ابراهيم بن داود، اسحاق بن آبه‌ماري‌، سليمان بن اَدرِت‌، موسي بن نَحمَن‌، و غيره‌. وي‌ موٴلف جوابيه‌هاي متعددي هم بود كه در آنها اصالتي ناچيز، ولي فرزانگي فراوان به چشم‌ مي‌خورد.
مهم‌ترين تأليفش اشكل2 نام دارد كه مجموعه‌اي است از قوانين يهود، و پاسخگوي همان‌ نيازهاي مورد توجه هلكوت تأليف فاسي (ج 1، ص 745) است‌، ولي به صورتي مناسب‌تر. در


 Abraham ben Isaac of Narbonne, Rabad II .1
2. خوشه = Eskhol